خلاصه داستان :
میا خون آشامی که دوباره در پی انسان شدن هست ولی برای این راه باید کسی که اونو تبدیل کرده به خون آشام بکشه و برای همین کار میاد به شهر استانبول تا دیمیتری کسی که اونو تبدیل به خون آشام کرده رو بکشه ولی نمیدونه که چه اتفاقایی قراره سرش بیاد و استانبول چه نقشه هایی براش داره ،میا وقتی وارد استانبول میشه با یک شکارچی خون آشام آشنا میشه و تصمیم میگیره خودشو نزدیک دیمیتری بکنه ولی از یه طرف هم بین انسان ها و خون آشام ها جنگی در حال رخ دادن هست و میا نمیدونه که طرف کدوم یکی از اونا باشه انسان هایا که خون آشام ها….